X
تبلیغات
رایتل
شعر های عاشقانه پسر سنندجی
یکشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1385
بوی دروغ

پسر سنندجی 

هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم

هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار

 بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم

حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام

 گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم

ساکم را بر میدارم و به راه می افتم

این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی

 راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد

 دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد

اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است

 و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد

می خواهم از تو متنفر باشم

به همین سادگی

 امیر شیخ الاسلامی

 

متاسفانه در پست قبلی با وجود اینکه بسیاری از نظرات تایید شد

اما به دلیل مشکل در بلاگ سکای نظرات در وبلاگ پیوست نشده است

با عرض معذرت  از دوستانی که  نظراتشون در وبلاگ حذف شده است.

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری


Search Engine Optimization and SEO Tools