X
تبلیغات
رایتل
شعر های عاشقانه پسر سنندجی
سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1385
حراج عشق

همه جا پر از قلب است.

روی ویترین مغازه ها، توی سوپر مارکت ها، توی دسته های گل،

 حتی توی گلدانهای گل هم قلبهای پلاستیکی چپانده اند.

تمام بسته های کادو شده هم با روبان هایی به شکل قلب تزیین شده اند.

 آبنبات چوبی دست جوان ها هم به شکل قلب بود.

 یکی داشت قلبی آن دیگری را مک می زد

 و آن یکی از گوشه های قلب همراهش گازهای کوچولو می گرفت.

این همه قلب برای این است که آدمها یادشان نرود که قلب دارند؟

یا برای اینکه به یادشان بیاید که باید دوست هم داشته باشند؟

از هر جنسی که بخواهی قلب دیدم امروز .

 پشت ویترین شیرینی فروشی ها هم شیرینی ها به شکل قلب بودند.

امروز روز عشاق است.

 امروز عشق را حراج کرده اند.

 یا شاخه شاخه می فروشندنش، یا شیشه شیشه، یا دانه دانه.

 پشت میز رستورانها هم عشق در بشقابهایی به شکل قلب سرو می شود

 و در شعله شمع هایی که آنها هم به شکل قلب هستند صرف می شود.

 هر چه است ،چیزی فروخته می شود

جیب یک سری پر می شود.

اعتماد از دست رفته یک سری هم که در هراس آن بوده اند

که مبادا دیگر دوستشان ندارند،

 تا سال دیگر به سر جایش برگردانده می شود

 و خلاصه آدمها یک بار دیگر فرصت کرده اند

 که به یاد قلبها شان بیافتند و به هم عشق بفروشند.

 امیر شیخ الاسلامی 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری


Search Engine Optimization and SEO Tools