X
تبلیغات
رایتل
شعر های عاشقانه پسر سنندجی
جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1385
دنیای نامردی

 

یه روزی یه دختره کوری تو این دنیای نامرد زندگی می کرد.
یه دوستی داشت که این دوست عاشقانه دختره رو دوست می داشت.
دختره همیشه می گفت :
اگه من چشمامو داشتم همیشه با تو می موندم.
یه روز یکی پیدا شد و به دختره چشماشو داد.
وقتی دختره بینا شد دید که دوستش کوره.
بهش گفت من دیگه تورو نمی خوام.برو از پیشم.
پسره لبخنده تلخی زدو گفت :
باشه میرم ولی لطفا مراقب چشمام باش.

نامردی


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری


Search Engine Optimization and SEO Tools